یه جایی
قید
- یه جایی
دستور زبانِ irgendwo
قید
- تلفظ
- [ˈɪʁɡn̩tˈvoː]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Irgendwo tief in mir bin ich ein Kind geblieben.
جایی در ژرفای وجودم یک کودک ماندهام.
Ich habe meinen Geldbeutel irgendwo hier verloren.
من کیف پولم را در اطراف اینجا گم کرده ام.
er kommt von irgendwo da draussen
از آن بیرونها میاید