فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

یه جایی

تأییدنشده

irgendwo قید

قید

  • یه جایی(in some place)تأییدنشده

دستور زبانِ irgendwo

قید

تلفظ
[ˈɪʁɡn̩tˈvoː]

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Irgendwo tief in mir bin ich ein Kind geblieben.

جایی در ژرفای وجودم یک کودک مانده‌ام.

Ich habe meinen Geldbeutel irgendwo hier verloren.

من کیف پولم را در اطراف اینجا گم کرده ام.

er kommt von irgendwo da draussen

از آن بیرونها میاید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1949778), cojiluc (fa #12696214), tatoeba.org
  2. ۲: MUIRIEL (de #340819), siamaksade (fa #1777906), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها