رفتن به محتواموش دوانی کردن
تأییدنشده
intrigieren فعل
فعل
- موش دوانی کردنموش دَوانی کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دسیسه کردندَسیسه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ intrigieren
فعل
- تلفظ
- [ɪntʁiˈɡiːʁən]
همهٔ صورتها
- intrigiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- intrigierendمعلوم، participle، حال
- intrigiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- intrigierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- intrigiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- intrigiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- intrigiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- intrigiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- intrigierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- intrigierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- intrigiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- intrigiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- intrigiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- intrigieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- intrigierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- intrigierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- intrigiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- intrigiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- intrigierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- intrigierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- intrigiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- intrigiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- intrigiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- intrigiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- intrigiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- intrigiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها