فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

موش دوانی کردن

تأییدنشده

intrigieren فعل

فعل

  • موش دوانی کردنموش دَوانی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دسیسه کردندَسیسه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ intrigieren

فعل

تلفظ
[ɪntʁiˈɡiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • intrigiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • intrigierendمعلوم، participle، حال
  • intrigiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • intrigierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • intrigiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • intrigiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • intrigiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • intrigiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • intrigierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • intrigierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • intrigiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • intrigiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • intrigiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • intrigieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • intrigierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • intrigierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • intrigiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • intrigiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • intrigierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • intrigierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • intrigiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • intrigiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • intrigiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • intrigiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • intrigiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • intrigiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها