فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توقیف کردن

تأییدنشده

internieren فعل

فعل

  • توقیف کردنتوقیف کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ internieren

فعل

تلفظ
[ɪntɐˈniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • interniertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • internierendمعلوم، participle، حال
  • interniertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • internierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • interniereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • interniertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • interniereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • interniereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • internierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • internierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • interniertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • interniereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • interniertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • internieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • internierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • internierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • interniertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • interniertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • internierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • internierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • interniertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • interniertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • interniertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • interniertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • interniertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • interniertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها