فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

داخل

تأییدنشده

intern صفت

صفت

  • داخلداخِلتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دروندَرونتأییدنشده

دستور زبانِ intern

صفت

تلفظ
[ɪnˈtɛʁn]
همهٔ صورت‌ها
  • internerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • interneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • internesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • interneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • internenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • internerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • internenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • internerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • internemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • internerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • internemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • internenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • internenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • interneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • internesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • interneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • interneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • interneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • interneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • internenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • internenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • internenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • internenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • internenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • internenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • internenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • internenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • internenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • internenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • interneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • interneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • internenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • internerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • interneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • internesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • internenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • internenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • internenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • internenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • internenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • internenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • internenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • internenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • internenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • internenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • interneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • internesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • internenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها