فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تشدید کردن

تأییدنشده

intensivieren فعل

فعل

  • تشدید کردنتَشدید کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ intensivieren

فعل

تلفظ
[ɪntɛnziˈviːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • intensiviertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • intensivierenمعلوم، مصدر، حال
  • intensivierendمعلوم، participle، حال
  • intensiviertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • intensivierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • intensiviereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • intensiviertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • intensiviereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • intensiviereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • intensivierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • intensivierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • intensiviertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • intensiviereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • intensivierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • intensivierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • intensiviertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • intensivieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • intensivierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • intensivierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • intensivierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • intensivierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • intensiviertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • intensiviertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • intensivierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • intensivierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • intensiviertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • intensiviertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • intensiviertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • intensiviertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • intensiviertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • intensiviertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها