فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آموزش دادن

تأییدنشده

instruieren فعل

فعل

  • آموزش دادنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دستورالعمل دادنتأییدنشده

دستور زبانِ instruieren

فعل

تلفظ
[ɪnstʁuˈiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • instruiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • instruierendمعلوم، participle، حال
  • instruiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • instruierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • instruiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • instruiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • instruiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • instruiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • instruierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • instruierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • instruiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • instruiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • instruiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • instruieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • instruierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • instruierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • instruiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • instruiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • instruierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • instruierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • instruiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • instruiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • instruiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • instruiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • instruiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • instruiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها