نصب کردن
nasb kardan[nǽsb̥ kʰʲæɹ.d̪æn]
installieren فعل
فعل
- نصب کردنnasb kardanنَصب کَردَن[nǽsb̥ kʰʲæɹ.d̪æn](install)(anbringen)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نصبیدن(set something up for use)تأییدنشده
- سیم کشیدنسیم کِشیدَن(Leitung)تأییدنشده
- لوله کشیدنلوله کِشیدَن(Leitung)تأییدنشده
دستور زبانِ installieren
فعل
- تلفظ
- [ɪnstaˈliːʁən]
همهٔ صورتها
- installiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- installierendمعلوم، participle، حال
- installiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- installierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- installiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- installiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- installiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- installiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- installierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- installierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- installiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- installiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- installiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- installieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- installierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- installierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- installiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- installiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- installierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- installierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- installiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- installiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- installiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- installiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- installiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- installiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها