فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نصب کردن

nasb kardan[nǽsb̥ kʰʲæɹ.d̪æn]

installieren فعل

فعل

  • نصب کردنnasb kardanنَصب کَردَن[nǽsb̥ kʰʲæɹ.d̪æn](install)(anbringen)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نصبیدن(set something up for use)تأییدنشده
  • سیم کشیدنسیم کِشیدَن(Leitung)تأییدنشده
  • لوله کشیدنلوله کِشیدَن(Leitung)تأییدنشده

دستور زبانِ installieren

فعل

تلفظ
[ɪnstaˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • installiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • installierendمعلوم، participle، حال
  • installiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • installierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • installiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • installiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • installiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • installiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • installierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • installierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • installiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • installiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • installiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • installieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • installierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • installierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • installiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • installiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • installierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • installierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • installiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • installiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • installiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • installiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • installiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • installiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها