فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ناپایدار

تأییدنشده

instabil صفت

صفت

  • ناپایدار(not stable)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بی‌ثباتبی ثَباتتأییدنشده
  • بی ثابتبی ثابِتتأییدنشده

دستور زبانِ instabil

صفت

تلفظ
[ˈɪnʃtabiːl], [ˈɪnstabiːl], [ɪnʃtaˈbiːl]
همهٔ صورت‌ها
  • instabilerصفت تفضیلی
  • am instabilstenصفت عالی
  • instabilerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabileمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabilesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabileحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • instabilenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabilerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabilenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabilerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • instabilemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabilerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabilemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabilenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • instabilenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabileحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabilesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • instabileحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • instabileمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabileمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabileخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • instabilenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • instabilenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • instabilenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabileحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabileحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • instabilerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • instabileمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • instabilesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • instabilenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • instabilenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • instabilenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • instabilenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • instabilenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • instabilenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • instabilenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • instabilenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • instabilenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • instabilenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • instabileحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • instabilesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • instabilenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • instabilererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • instabilereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • instabileresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • instabilereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • instabilererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • instabilererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • instabileremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • instabilererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • instabileremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • instabilerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • instabilereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • instabileresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • instabilereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • instabilereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • instabilerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • instabilerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • instabilererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • instabilereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • instabileresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • instabilerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • instabilerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • instabilerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • instabilerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • instabilereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • instabileresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • instabilerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • instabilsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • instabilsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • instabilsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • instabilsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • instabilstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • instabilstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • instabilstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • instabilstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • instabilstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • instabilstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • instabilstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • instabilstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • instabilstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • instabilstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • instabilstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • instabilsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • instabilstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • instabilstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Antimaterie ist ziemlich instabil.

ضد ماده نسبتا ناپایدار است.

Nur ein schwacher und instabiler Führer braucht eine steile Hierarchie.

فقط یک رهبر ضعیف و متزلزل به یک سلسله مراتب شدید نیاز دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #975682), cojiluc (fa #6947281), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #10603405), cojiluc (fa #13216397), tatoeba.org
منابع و مجوزها