واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

تاب خوردن

تأییدنشده

ins Schaukeln kommen
عبارت

عبارت

  • تاب خوردنتاب خوردَن(z.B. im Bus)تأییدنشده
منبع‌ها و یادکردها