فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درونی

تأییدنشده

inner صفت

صفت

  • درونی(inside of something)تأییدنشده

دستور زبانِ inner

صفت

تلفظ
[ˈɪnɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • inneremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد
  • inneremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد
  • innerenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد
  • innerenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد
  • innerenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد
  • innerenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • innerenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق
  • innerenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد
  • innerenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد
  • innerenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • innersteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد
  • innersteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد
  • innersteحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • innersteمؤنث، حالت نهادی، مفرد
  • innersteحالت نهادی، جمع
  • innerstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد
  • innerstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد
  • innerstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد
  • innerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • innerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • innerstenحالت اضافی، مذکر، مفرد
  • innerstenحالت اضافی، خنثی، مفرد
  • innerstenصفت عالی
  • innersterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد
  • innersterمؤنث، حالت اضافی، مفرد
  • innersterحالت اضافی، جمع
  • innersterمذکر، حالت نهادی، مفرد
  • innerstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد
  • innerstesخنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Papiergeld kehrt früher oder später zu seinem inneren Wert zurück - Null.

پول کاغذی دیر یا زود به ارزش اولیه‌اش باز می‌گردد، هیچ.

Lernen, Dinge zu ignorieren, ist einer der besten Wege zu innerem Frieden.

نادیده گرفتن چیزها یکی از بهترین راهها برای آرامش درونی است.

Nichteinmischung in die inneren Angelegenheiten anderer Staaten

عدم مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر

den inneren Schweinehund überwinden

پای کسی روی بیل رفتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2367979), cojiluc (fa #12043132), tatoeba.org
  2. ۲: Adelpa (de #5563402), cojiluc (fa #10793168), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها