فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درون

darun[d̪æ.ɹúːn]

innen قید

قید

  • درونdarunدَرون[d̪æ.ɹúːn]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • داخلداخِلتأییدنشده

حرف اضافه

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اندرون(within the interior of, closest to the center or to a specific point of reference)تأییدنشده

دستور زبانِ innen

قید

تلفظ
[ˈɪnən]

حرف اضافه

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

außen hui, innen pfui

درونش گل لاله

منابع و ارجاع‌ها