فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استشمام کردن

تأییدنشده

inhalieren فعل

فعل

  • استشمام کردناِستِشمام کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • استنشاق کردناِستِنشاق کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ inhalieren

فعل

تلفظ
[ɪnhaˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • inhaliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • inhalierendمعلوم، participle، حال
  • inhaliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • inhalierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • inhaliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • inhaliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • inhaliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • inhaliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • inhalierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • inhalierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • inhaliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • inhaliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • inhaliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • inhalieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • inhalierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • inhalierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • inhaliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • inhaliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • inhalierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • inhalierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • inhaliertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • inhaliertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • inhaliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • inhaliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • inhaliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • inhaliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها