رفتن به محتوازندانی کردن
تأییدنشده
inhaftieren فعل
فعل
- زندانی کردنزِندانی کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- حبس کردنhabs kardanحَبس کَردَن[hǽbs kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ inhaftieren
فعل
- تلفظ
- [ɪnhafˈtiːʁən]
همهٔ صورتها
- inhaftiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- inhaftierenمعلوم، مصدر، حال
- inhaftierendمعلوم، participle، حال
- inhaftiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- inhaftierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- inhaftiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- inhaftiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- inhaftiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- inhaftiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- inhaftierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- inhaftierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- inhaftiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- inhaftiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- inhaftierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- inhaftierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- inhaftiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- inhaftieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- inhaftierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- inhaftierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- inhaftierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- inhaftierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- inhaftiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- inhaftiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- inhaftierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- inhaftierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- inhaftiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- inhaftiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- inhaftiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- inhaftiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- inhaftiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- inhaftiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها