رفتن به محتوافروسرخ
forusorx
infrarot صفت
صفت
- فروسرخforusorx(having the wavelength in the infrared)(infrared)
دستور زبانِ infrarot
صفت
- تلفظ
- [ˈɪnfʁaˌʁoːt]
همهٔ صورتها
- infrarotصفت مطلق
- infraroterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infraroteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infrarotesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infraroteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- infrarotenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infraroterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infrarotenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infraroterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- infrarotemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infraroterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infrarotemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- infrarotenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infraroteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infrarotesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- infraroteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- infraroteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infraroteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infraroteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infrarotenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- infrarotenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infrarotenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infrarotenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infrarotenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- infrarotenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infraroteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infraroteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- infrarotenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- infraroterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- infraroteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- infrarotesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- infrarotenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- infrarotenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- infrarotenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- infrarotenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- infrarotenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- infrarotenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- infraroteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- infrarotesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- infrarotenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها