فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فروسرخ

forusorx

infrarot صفت

صفت

  • فروسرخforusorx(having the wavelength in the infrared)(infrared)

دستور زبانِ infrarot

صفت

تلفظ
[ˈɪnfʁaˌʁoːt]
همهٔ صورت‌ها
  • infrarotصفت مطلق
  • infraroterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infraroteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infrarotesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infraroteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • infrarotenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infraroterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infrarotenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infraroterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • infrarotemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infraroterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infrarotemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • infrarotenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infraroteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infrarotesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • infraroteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • infraroteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infraroteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infraroteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infrarotenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • infrarotenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infrarotenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infrarotenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infrarotenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • infrarotenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infraroteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infraroteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • infrarotenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • infraroterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • infraroteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • infrarotesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • infrarotenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • infrarotenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • infrarotenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • infrarotenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • infrarotenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • infrarotenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • infrarotenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • infraroteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • infrarotesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • infrarotenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها