رفتن به محتوا
فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی
Deutsch
فارسی
English
آلمانی یا فارسی
جستجو
توی هم
تأییدنشده
ineinander
قید
قید
توی هم
تویِ هَم
تأییدنشده
دستور زبانِ
ineinander
قید
تلفظ
[ɪnʔaɪ̯ˈnandɐ]
عبارتها و اصطلاحها
ineinander gesteckt
توی هم رفته
تأییدنشده
،
متداخل
تأییدنشده
مثالها
er fügt die Bretter gut
ineinander
او تخته هارا خوب به هم می اندازد
منابع و ارجاعها
farhang (ckh)
,
CC-BY-SA-3.0
۱:
farhang von ckh
منابع و مجوزها