فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توی هم

تأییدنشده

ineinander قید

قید

  • توی همتویِ هَمتأییدنشده

دستور زبانِ ineinander

قید

تلفظ
[ɪnʔaɪ̯ˈnandɐ]

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

er fügt die Bretter gut ineinander

او تخته هارا خوب به هم می اندازد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها