فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

القاء کردن

تأییدنشده

induzieren فعل

فعل

  • القاء کردناِلقاء کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ induzieren

فعل

تلفظ
[ˌɪnduˈt͡siːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • induziertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • induzierenمعلوم، مصدر، حال
  • induzierendمعلوم، participle، حال
  • induziertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • induzierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • induziereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • induziertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • induziereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • induziereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • induzierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • induzierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • induziertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • induziereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • induzierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • induzierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • induziertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • induzieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • induzierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • induzierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • induzierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • induzierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • induziertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • induziertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • induzierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • induzierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • induziertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • induziertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • induziertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • induziertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • induziertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • induziertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها