در
dar[d̪æɹ]
in
۱Ich lebe in Katar.
من در قطر زندگی میکنم.
حرف اضافه
- در
- تو
- به
- درون
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اندر
- تا
- اندرون
- زی
- پیش
ادات
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به
دستور زبانِ in
حرف اضافه
- تلفظ
- [ɪn]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Ich kann nicht in den Urwald zurückgehen.
من نمیتوانم به جنگل بازگردم.
۳Lege das Gemüse in das Sieb!
سبزی را در صافی بگذار.
۴Er trat in die Infanterie ein.
او به پیاده نظام ملحق شد.
۵Wer ist das da in der Ecke?
آنجا در گوشه کیست؟
۶In Mathematik ist er ein Ass.
در ریاضیات او آس است.
۷Wer wilde Tiere fürchtet, der gehe nicht in den Wald.
کسی که از دد بیم دارد به جنگل نمیرود.
۸Alles steht in Gottes Hand.
همه چیز در دست خداست.
۹Sie warteten in der Schlange.
شما در صف منتظر ماندید.
۱۰Wandele die folgenden Bruchzahlen in Dezimalzahlen um!
این عدد کسری را به عدد اعشاری تبدیل کن.
۱۱Ich war letztes Jahr in Havanna.
من سال قبل در هاوانا بودم.