فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از کوره در رفتن

تأییدنشده

in Fahrt kommen
عبارت

مثال با in Fahrt kommen

۱innerlich in Fahrt kommen

از درون به جوش و خروش آمدن

تأییدنشده

عبارت

  • از کوره در رفتناز کوره دَر رَفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به جوش آمدنبه جوش آمَدَنتأییدنشده
  • جوشی شدنجوشی شُدَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱innerlich in Fahrt kommen

از درون به جوش و خروش آمدن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها