پرش به بدنهٔ صفحه
واژهنامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی
Deutsch
فارسی
English
آلمانی یا فارسی
جستجو
تحت فشار قرار دادن
تأییدنشده
in Bedrängnis bringen
عبارت
عبارت
تحت فشار قرار دادن
تَحتِ فِشار قَرار دادَن
تأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
در تنگنا انداختن
دَر تَنگنا اَنداختَن
تأییدنشده
مضایقه کردن
مُضایِقه کَردَن
تأییدنشده
منبعها و یادکردها
farhang (ckh)
,
CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
منبعها و پروانهها