فیالبداهه
تأییدنشده
fe-l-bedâhe[fel.be.d̪ɒː.ɦé]
improvisiert صفت
صفت
- فیالبداههfe-l-bedâheفی اُلبَداهه[fel.be.d̪ɒː.ɦé](improvised; without prior preparation, planning or rehearsal)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
دستور زبانِ improvisiert
صفت
- تلفظ
- [ɪmpʁoviˈziːɐ̯t]
همهٔ صورتها
- improvisierterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisiertesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisierteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- improvisiertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisierterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisiertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisierterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- improvisiertemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisierterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisiertemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- improvisiertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisiertesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- improvisierteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- improvisierteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisierteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisiertenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- improvisiertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisiertenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisiertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisiertenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- improvisiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- improvisiertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisierteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- improvisiertenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- improvisierterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- improvisierteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- improvisiertesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- improvisiertenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- improvisiertenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- improvisiertenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- improvisiertenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- improvisiertenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- improvisiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- improvisiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- improvisiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- improvisiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- improvisiertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- improvisierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- improvisiertesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- improvisiertenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها