فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مایه کوبی کردن

تأییدنشده

impfen فعل

فعل

  • مایه کوبی کردنمایه کوبی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • واکسن زدنواکسُن زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ impfen

فعل

تلفظ
[ˈɪmp͡fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geimpftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • impfendمعلوم، participle، حال
  • geimpftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • impfمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • impfeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • impftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • impfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • impfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • impfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • impfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • impftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • impfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • impftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • impfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • impfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • impfteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • impftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • impftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • impfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • impfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • impftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • impftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • impftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • impftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • impftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • impftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich bin gegen Grippe geimpft worden.

من ضد آنفولانزا واکسینه شدم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Manfredo (de #4675821), cojiluc (fa #9755563), tatoeba.org
منابع و مجوزها