فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تقلید کردن

تأییدنشده

taqlid kardan

imitieren فعل

فعل

  • تقلید کردنtaqlid kardanتَقلید کَردَن(imitate)تأییدنشده

دستور زبانِ imitieren

فعل

تلفظ
[imiˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • imitiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • imitierendمعلوم، participle، حال
  • imitiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • imitierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • imitiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • imitiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • imitiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • imitiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • imitierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • imitierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • imitiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • imitiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • imitiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • imitieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • imitierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • imitierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • imitiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • imitiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • imitierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • imitierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • imitiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • imitiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • imitiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • imitiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • imitiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • imitiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Kunst ist erschaffen, nicht imitieren.

هنر آفریدن است، نه تقلید کردن.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #10509131), cojiluc (fa #12729086), tatoeba.org
منابع و مجوزها