من
man[mæn]
ضمیر
- من
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اینجانب
- بنده
- مه
- مو
دستور زبانِ ich
ضمیر
- حالت اضافی
- meiner
- جمع
- die wir
- تلفظ
- [ɪç]
همهٔ صورتها
- wir
- meiner
- unser
- mir
- uns
- mich
- uns
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich ertrank.
من غرق شدم.
Ich heiße Tom.
نام من تام است.
Ich lebe in Katar.
من در قطر زندگی میکنم.
Ich bin frei.
من آزاد هستم.
Ich bin in Gefahr.
من در خطر هستم.
Ich erwähle dich!
من تو را بر میگزینم.
Ich lese Lippen.
من لب خوانی میکنم.
Ich bin erschöpft.
من تحلیل رفتهام.
Ich schmecke Salz.
من نمک میچشم.
Ich weine nie.
من هرگز نمیگریم.