فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

امیدوار بودن

ommid-vâr budan[ʔo.miːd̪.vɒːɹ buː.d̪æn][ ʔom.miːd̪.vɒːɹ buː.d̪æn]

hoffen فعل

فعل

  • امیدوار بودنommid-vâr budanاُمیدوار بودَن[ʔo.miːd̪.vɒːɹ buː.d̪æn][ ʔom.miːd̪.vɒːɹ buː.d̪æn](to want something to happen, with expectation that it might)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • امید داشتناُمید داشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ hoffen

فعل

تلفظ
[ˈhɔfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gehofftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hoffendمعلوم، participle، حال
  • gehofftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hoffمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hoffeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hofftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hoffeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hoffeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hoffstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hoffestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hofftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hoffeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hofftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hoffetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hoffteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hoffteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hofftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hofftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hoffteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hoffteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hofftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hofftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hofftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hofftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hofftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hofftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Du wirst aufhören zu fürchten, wenn du aufhörst zu hoffen.

وقتی امید داشتن را کنار بگذاری، ترسیدن را کنار خواهی گذاشت.

"Wird er bald wieder auf den Beinen sein?" - "Ich hoffe es."

"آیا او به زودی دوباره تقویت خواهد شد؟" "امیدوارم که بله".

Amateure hoffen. Profis handeln.

تازه کاران امید دارند. حرفه‌ای‌ها عمل می‌کنند.

Ich hoffe, dieser Traum ist kein Albtraum.

امیدوارم این خواب کابوس نباشد.

Angesichts der gegenwärtigen Lage hoffen die Menschen im Allgemeinen auf große Veränderungen.

نظر به شرایط حاضر، کلا انسانها امید به تغییرات بزرگ دارند.

Wer aufs Erben hofft, kann lange warten.

کسی که به امید ارث و میراث است می‌تواند مدت‌ها منتظر بماند.

Ich hoffe für dich, dass die Erkältung bald vorbeigeht.

من برایت امیدوارم، که سرماخوردگی‌ات بگذرد.

Viel öfter kommt was unverhofft, als man hofft.

چیزهای غیر منتظره اغلب بیش از آنچه انتظار می‌رود اتفاق می‌افتند.

Solange ich lebe, hoffe ich.

مادامی که زنده‌ام، امید دارم.

Ich hoffe, es klappt.

امیدوارم کار کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2864188), cojiluc (fa #8139519), tatoeba.org
  2. ۲: GaryGaryGary (de #9768177), pliiganto (fa #698093), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #10346789), cojiluc (fa #12986801), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #3548935), cojiluc (fa #7295148), tatoeba.org
  5. ۵: raggione (de #2660538), cojiluc (fa #7486287), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1218798), cojiluc (fa #7495786), tatoeba.org
  7. ۷: Sudajaengi (de #935594), cojiluc (fa #7723276), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2759295), cojiluc (fa #7303095), tatoeba.org
  9. ۹: GaryGaryGary (de #9803536), cojiluc (fa #9859961), tatoeba.org
  10. ۱۰: Trebalor (de #3225903), cojiluc (fa #7373170), tatoeba.org
منابع و مجوزها