فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چمباتمه زدن

čombâtme zadan

hocken فعل

فعل

  • چمباتمه زدنčombâtme zadanچُمباتِمه زَدَن(to bend at the knees)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چندک زدنچُندَک زَدَنتأییدنشده
  • سرپا نشستن(to bend at the knees)تأییدنشده

دستور زبانِ hocken

فعل

تلفظ
[ˈhɔkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gehocktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hockendمعلوم، participle، حال
  • gehocktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hockمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hockeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hocktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hockeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hockeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hockstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hockestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hocktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hockeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hocktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hocketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hockteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hockteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hocktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hocktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hockteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hockteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hocktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hocktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hocktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hocktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hocktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hocktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

hock dich endlich hin

بگیر سر جات بتمرگ

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها