رفتن به محتواچمباتمه زدن
čombâtme zadan
hocken فعل
فعل
- چمباتمه زدنčombâtme zadanچُمباتِمه زَدَن(to bend at the knees)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- چندک زدنچُندَک زَدَنتأییدنشده
- سرپا نشستن(to bend at the knees)تأییدنشده
دستور زبانِ hocken
فعل
- تلفظ
- [ˈhɔkn̩]
همهٔ صورتها
- gehocktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- hockendمعلوم، participle، حال
- gehocktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- hockمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hockeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hocktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- hockeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- hockeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hockstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- hockestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hocktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- hockeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hocktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- hocketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- hockteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- hockteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hocktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- hocktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hockteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- hockteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hocktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- hocktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- hocktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- hocktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hocktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- hocktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
hock dich endlich hin
بگیر سر جات بتمرگ
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها