فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی را به امانت گذاشتن

تأییدنشده

hinterlegen فعل

فعل

  • چیزی را به امانت گذاشتنچیزی را به اَمانَت گُذاشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ hinterlegen

فعل

تلفظ
[ˌhɪntɐˈleːɡn̩], [ˈhɪntɐˌleːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • hinterlegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hinterlegendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • hinterlegtجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hinterlegمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hinterlegeمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hinterlegtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hinterlegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • hinterlegeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hinterlegstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hinterlegestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hinterlegtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hinterlegeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hinterlegtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hinterlegetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hinterlegteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hinterlegteمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterlegtestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hinterlegtestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterlegteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hinterlegteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hinterlegtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hinterlegtenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterlegtetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hinterlegtetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterlegtenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hinterlegtenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hinterzulegenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • hinterlegendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • hintergelegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • hinterzulegendergerundive، participle، جداشدنی
  • hinterzulegendegerundive، participle، جداشدنی
  • leg hinterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • lege hinterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • legt hinterمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • lege hinterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • lege hinterمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hinterlegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • hinterlegeمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • legst hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • legest hinterمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hinterlegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • hinterlegestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • legt hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • lege hinterمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hinterlegtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hinterlegeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • legen hinterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • legen hinterمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • legt hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • leget hinterمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • hinterlegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • hinterlegetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • legen hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • legen hinterمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • legte hinterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • legte hinterمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterlegteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • hinterlegteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • legtest hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • legtest hinterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterlegtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • hinterlegtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • legte hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • legte hinterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hinterlegteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hinterlegteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • legten hinterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • legten hinterمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterlegtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • hinterlegtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • legtet hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • legtet hinterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterlegtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • hinterlegtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • legten hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • legten hinterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hinterlegtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hinterlegtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hintergelegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاع‌ها