رفتن به محتواچیزی را به امانت گذاشتن
تأییدنشده
hinterlegen فعل
فعل
- چیزی را به امانت گذاشتنچیزی را به اَمانَت گُذاشتَنتأییدنشده
دستور زبانِ hinterlegen
فعل
- تلفظ
- [ˌhɪntɐˈleːɡn̩], [ˈhɪntɐˌleːɡn̩]
همهٔ صورتها
- hinterlegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- hinterlegendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- hinterlegtجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- hinterlegمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- hinterlegeمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- hinterlegtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- hinterlegeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- hinterlegeمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hinterlegstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- hinterlegestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hinterlegtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- hinterlegeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hinterlegtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- hinterlegetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- hinterlegteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- hinterlegteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hinterlegtestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- hinterlegtestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hinterlegteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- hinterlegteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hinterlegtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- hinterlegtenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- hinterlegtetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- hinterlegtetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hinterlegtenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- hinterlegtenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hinterzulegenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- hinterlegendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- hintergelegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- hinterzulegendergerundive، participle، جداشدنی
- hinterzulegendegerundive، participle، جداشدنی
- leg hinterمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- lege hinterمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- legt hinterمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- lege hinterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- lege hinterمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hinterlegeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- hinterlegeمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- legst hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- legest hinterمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hinterlegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- hinterlegestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- legt hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- lege hinterمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hinterlegtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- hinterlegeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- legen hinterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- legen hinterمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- legt hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- leget hinterمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- hinterlegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- hinterlegetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- legen hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- legen hinterمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- legte hinterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- legte hinterمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hinterlegteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- hinterlegteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- legtest hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- legtest hinterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hinterlegtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- hinterlegtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- legte hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- legte hinterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hinterlegteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- hinterlegteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- legten hinterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- legten hinterمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- hinterlegtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- hinterlegtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- legtet hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- legtet hinterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- hinterlegtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- hinterlegtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- legten hinterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- legten hinterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hinterlegtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- hinterlegtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- hintergelegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاعها