فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در معرض سؤال قرار دادن

تأییدنشده

hinterfragen فعل

فعل

  • در معرض سؤال قرار دادندَر مَعرَضِ سؤال قَرار دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زیر سئوال بردنزیرِ سئوال بُردَنتأییدنشده
  • مورد سؤال قرار دادنمورِدِ سؤال قَرار دادَنتأییدنشده
  • سؤال کردنso'âl kardanسؤال کَردَن[so.ʔɒːl̥ kʰʲæɹ.d̪æn](ask questions of)تأییدنشده

دستور زبانِ hinterfragen

فعل

تلفظ
[hɪntɐˈfʁaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • hinterfragtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hinterfragendمعلوم، participle، حال
  • hinterfragtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hinterfragمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hinterfrageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hinterfragtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hinterfrageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hinterfrageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hinterfragstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hinterfragestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hinterfragtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hinterfrageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hinterfragtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hinterfragetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hinterfragteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hinterfragteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterfragtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hinterfragtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterfragteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hinterfragteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hinterfragtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hinterfragtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterfragtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hinterfragtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hinterfragtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hinterfragtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها