رفتن به محتوادر معرض سؤال قرار دادن
تأییدنشده
hinterfragen فعل
فعل
- در معرض سؤال قرار دادندَر مَعرَضِ سؤال قَرار دادَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زیر سئوال بردنزیرِ سئوال بُردَنتأییدنشده
- مورد سؤال قرار دادنمورِدِ سؤال قَرار دادَنتأییدنشده
- سؤال کردنso'âl kardanسؤال کَردَن[so.ʔɒːl̥ kʰʲæɹ.d̪æn](ask questions of)تأییدنشده
دستور زبانِ hinterfragen
فعل
- تلفظ
- [hɪntɐˈfʁaːɡn̩]
همهٔ صورتها
- hinterfragtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- hinterfragendمعلوم، participle، حال
- hinterfragtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- hinterfragمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hinterfrageمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hinterfragtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- hinterfrageمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- hinterfrageمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hinterfragstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- hinterfragestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hinterfragtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- hinterfrageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hinterfragtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- hinterfragetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- hinterfragteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- hinterfragteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hinterfragtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- hinterfragtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hinterfragteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- hinterfragteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hinterfragtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- hinterfragtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- hinterfragtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- hinterfragtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hinterfragtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- hinterfragtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها