فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پشت

تأییدنشده

hinterer صفت

صفت

  • پشتپُشت(near the rear)تأییدنشده

دستور زبانِ hinterer

صفت

مثال‌ها

hinterer Teil der Wohnung

مؤخر مسکن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها