فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دنبال چیزی بودن

تأییدنشده

hinter etwas hersein
عبارت

عبارت

  • دنبال چیزی بودندُنبالِ چیزی بودَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چشم کسی پی چیزی بودنچِشمِ کِسی پِیِ چیزی بودَنتأییدنشده
  • چیزی را تعقیب کردنچیزی را تَعقیب کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها