رفتن به محتوافعل
- شلیدن(to walk lamely)تأییدنشده
دستور زبانِ hinken
فعل
- تلفظ
- [ˈhɪŋkn̩]
همهٔ صورتها
- gehinktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- hinkendمعلوم، participle، حال
- gehinktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- hinkمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hinkeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hinktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- hinkeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- hinkeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hinkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- hinkestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hinktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- hinkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hinktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- hinketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- hinkteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- hinkteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hinktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- hinktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hinkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- hinkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hinktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- hinktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- hinktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- hinktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hinktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- hinktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
ich hinke hinterher
من ماندم
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها