فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به بالا

تأییدنشده

hinauf قید

قید

  • به بالاتأییدنشده

دستور زبانِ hinauf

قید

تلفظ
[hɪˈnaʊ̯f]

مثال‌ها

Manchmal muss es finster werden, damit wir hinauf zu den Sternen blicken.

گاهی باید تار شود تا ما به ستارگان بنگریم.

Wir stiegen den steilen Abhang hinauf.

ما از یک شیب تند صعود کردیم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6311035), cojiluc (fa #8167536), tatoeba.org
  2. ۲: xtofu80 (de #369211), cojiluc (fa #12607568), tatoeba.org
منابع و مجوزها