رفتن به محتوافعل
- سکسکه کردنسَکسَکه کَردَن(to hiccup)
دستور زبانِ hicksen
فعل
- تلفظ
- [ˈhɪksn̩]
همهٔ صورتها
- gehickstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- hicksendمعلوم، participle، حال
- gehickstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- hicksمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hickseمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hickstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- hickseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- hickseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- hicksestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hickstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- hickseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hickstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- hicksetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- hicksteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- hicksteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hickstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- hickstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hicksteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- hicksteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hickstenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- hickstenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- hickstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- hickstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hickstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- hickstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها