فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سکسکه کردن

hicksen فعل

فعل

  • سکسکه کردنسَکسَکه کَردَن(to hiccup)

دستور زبانِ hicksen

فعل

تلفظ
[ˈhɪksn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gehickstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hicksendمعلوم، participle، حال
  • gehickstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hicksمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hickseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hickstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hickseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hickseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hicksestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hickstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hickseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hickstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hicksetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hicksteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hicksteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hickstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hickstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hicksteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hicksteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hickstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hickstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hickstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hickstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hickstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hickstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها