فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به چیزی اهمیت دادن

تأییدنشده

hervorheben فعل

فعل

  • به چیزی اهمیت دادنبه چیزی اَهَمیَت دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ hervorheben

فعل

تلفظ
[hɛɐ̯ˈfoːɐ̯ˌheːbn̩], [hɛɐ̯ˈfoːɐ̯ˌheːbm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • hervorgehobenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hervorhebenمعلوم، مصدر، حال
  • hervorzuhebenمعلوم، extended، مصدر
  • hervorhebendمعلوم، participle، حال
  • hervorgehobenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hervorzuhebendergerundive، participle
  • heb hervorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hebe hervorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hebt hervorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hebe hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • hebe hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hervorhebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • hervorhebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • hebst hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hebest hervorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hervorhebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • hervorhebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • hebt hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hebe hervorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hervorhebtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorhebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heben hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • heben hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • hervorhebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • hervorhebenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • hebt hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hebet hervorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hervorhebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • hervorhebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • heben hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • heben hervorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hervorhebenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorhebenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hob hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hub hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • höbe hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hübe hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorhobمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • hervorhubمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • hervorhöbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hervorhübeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hobst hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hubst hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • höbest hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • höbst hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hübest hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hübst hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorhobstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • hervorhubstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • hervorhöbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hervorhöbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hervorhübestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hervorhübstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hob hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hub hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • höbe hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hübe hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hervorhobمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorhubمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorhöbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorhübeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hoben hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • huben hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • höben hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hüben hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorhobenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • hervorhubenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • hervorhöbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hervorhübenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hobt hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hubt hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • höbet hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • höbt hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hübet hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hübt hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorhobtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • hervorhubtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • hervorhöbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hervorhöbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hervorhübetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hervorhübtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hoben hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • huben hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • höben hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hüben hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hervorhobenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorhubenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorhöbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorhübenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorzuhebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • hervorzuhebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • hervorzuhebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • hervorzuhebendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • hervorzuhebendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • hervorzuhebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • hervorzuhebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • hervorzuhebendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • hervorzuhebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • hervorzuhebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • hervorzuhebendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • hervorzuhebendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • hervorzuhebendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • hervorzuhebendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها