رفتن به محتوااستنباط شدن
تأییدنشده
hervorgehen فعل
فعل
- استنباط شدناِستِنباط شُدَن(folgern)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مستفاد شدنمُستَفاد شُدَن(folgern)تأییدنشده
دستور زبانِ hervorgehen
فعل
- تلفظ
- [hɛɐ̯ˈfoːɐ̯ˌɡeːən]
همهٔ صورتها
- hervorgegangenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- hervorgehenمعلوم، مصدر، حال
- hervorzugehenمعلوم، extended، مصدر
- hervorgehendمعلوم، participle، حال
- hervorgegangenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- hervorzugehendergerundive، participle
- geh hervorمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gehe hervorمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- geht hervorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- gehe hervorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- gehe hervorمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hervorgeheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- hervorgeheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gehst hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- gehest hervorمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hervorgehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- hervorgehestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- geht hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- gehe hervorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hervorgehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- hervorgeheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- gehen hervorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- gehen hervorمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- hervorgehenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- hervorgehenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- geht hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- gehet hervorمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- hervorgehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- hervorgehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gehen hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- gehen hervorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hervorgehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- hervorgehenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- ging hervorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- ginge hervorمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hervorgingمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- hervorgingeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gingst hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- gingest hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hervorgingstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- hervorgingestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- ging hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- ginge hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hervorgingمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- hervorgingeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- gingen hervorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- gingen hervorمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- hervorgingenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- hervorgingenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gingt hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- ginget hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hervorgingtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- hervorgingetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gingen hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- gingen hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hervorgingenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- hervorgingenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- hervorzugehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- hervorzugehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- hervorzugehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- hervorzugehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- hervorzugehendegerundive، حالت نهادی، جمع
- hervorzugehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- hervorzugehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- hervorzugehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- hervorzugehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- hervorzugehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- hervorzugehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- hervorzugehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- hervorzugehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- hervorzugehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها