فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استنباط شدن

تأییدنشده

hervorgehen فعل

فعل

  • استنباط شدناِستِنباط شُدَن(folgern)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مستفاد شدنمُستَفاد شُدَن(folgern)تأییدنشده

دستور زبانِ hervorgehen

فعل

تلفظ
[hɛɐ̯ˈfoːɐ̯ˌɡeːən]
همهٔ صورت‌ها
  • hervorgegangenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hervorgehenمعلوم، مصدر، حال
  • hervorzugehenمعلوم، extended، مصدر
  • hervorgehendمعلوم، participle، حال
  • hervorgegangenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hervorzugehendergerundive، participle
  • geh hervorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehe hervorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geht hervorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gehe hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gehe hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hervorgeheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • hervorgeheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gehst hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehest hervorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hervorgehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • hervorgehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geht hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gehe hervorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hervorgehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorgeheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gehen hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • gehen hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • hervorgehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • hervorgehenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geht hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gehet hervorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hervorgehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • hervorgehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gehen hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • gehen hervorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hervorgehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorgehenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ging hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ginge hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorgingمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • hervorgingeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingst hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gingest hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorgingstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • hervorgingestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ging hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ginge hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hervorgingمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorgingeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gingen hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gingen hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorgingenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • hervorgingenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingt hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ginget hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorgingtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • hervorgingetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingen hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gingen hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hervorgingenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorgingenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorzugehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • hervorzugehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • hervorzugehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • hervorzugehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • hervorzugehendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • hervorzugehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • hervorzugehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • hervorzugehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • hervorzugehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • hervorzugehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • hervorzugehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • hervorzugehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • hervorzugehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • hervorzugehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها