فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آریکدن

تأییدنشده

herleiten فعل

فعل

  • آریکدن(deduce (a conclusion) by reasoning)تأییدنشده

دستور زبانِ herleiten

فعل

تلفظ
[ˈheːɐ̯ˌlaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • hergeleitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • herleitenمعلوم، مصدر، حال
  • herzuleitenمعلوم، extended، مصدر
  • herleitendمعلوم، participle، حال
  • hergeleitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • herzuleitendergerundive، participle
  • herzuleitendegerundive، participle
  • leite herمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leit herمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leitet herمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leite herمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • leite herمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herleiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • herleiteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leitest herمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leitest herمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herleitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herleitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leitet herمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • leite herمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herleitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herleiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leiten herمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • leiten herمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • herleitenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • herleitenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leitet herمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leitet herمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • herleitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herleitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leiten herمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • leiten herمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herleitenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herleitenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leitete herمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • leitete herمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herleiteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • herleiteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leitetest herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • leitetest herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herleitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herleitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leitete herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • leitete herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herleiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herleiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leiteten herمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • leiteten herمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • herleitetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • herleitetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leitetet herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • leitetet herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • herleitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herleitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leiteten herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • leiteten herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herleitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herleitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • herzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herzuleitendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • herzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • herzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • herzuleitendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • herzuleitendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • herzuleitendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herzuleitendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها