رفتن به محتواآریکدن
تأییدنشده
herleiten فعل
فعل
- آریکدن(deduce (a conclusion) by reasoning)تأییدنشده
دستور زبانِ herleiten
فعل
- تلفظ
- [ˈheːɐ̯ˌlaɪ̯tn̩]
همهٔ صورتها
- hergeleitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- herleitenمعلوم، مصدر، حال
- herzuleitenمعلوم، extended، مصدر
- herleitendمعلوم، participle، حال
- hergeleitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- herzuleitendergerundive، participle
- herzuleitendegerundive، participle
- leite herمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- leit herمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- leitet herمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- leite herمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- leite herمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- herleiteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- herleiteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- leitest herمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- leitest herمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- herleitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- herleitestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- leitet herمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- leite herمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- herleitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- herleiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- leiten herمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- leiten herمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- herleitenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- herleitenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- leitet herمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- leitet herمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- herleitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- herleitetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- leiten herمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- leiten herمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- herleitenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- herleitenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- leitete herمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- leitete herمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- herleiteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- herleiteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leitetest herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- leitetest herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- herleitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- herleitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leitete herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- leitete herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- herleiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- herleiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- leiteten herمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- leiteten herمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- herleitetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- herleitetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leitetet herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- leitetet herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- herleitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- herleitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leiteten herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- leiteten herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- herleitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- herleitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- herzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- herzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- herzuleitendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- herzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- herzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- herzuleitendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- herzuleitendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- herzuleitendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- herzuleitendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها