فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تو

تأییدنشده

tu

herein قید

قید

  • توtu(moving to the interior)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درونdarunدَرون[d̪æ.ɹúːn](moving to the interior)تأییدنشده

دستور زبانِ herein

قید

تلفظ
[hɛˈʁaɪ̯n]

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Herein!

بیا داخل. بیا تو.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Komm herein.

بیا داخل. بیا تو.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Unglück bricht über sie herein

بلا بر سر آنها می آید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #440148), Hussein64 (fa #5118181), tatoeba.org
  2. ۲: Wolf (de #361822), Hussein64 (fa #5118181), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها