فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

احضار کردن

تأییدنشده

herbeirufen فعل

فعل

  • احضار کردن(to summon using supernatural power)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صدا زدن(to request, summon, or beckon)تأییدنشده
  • کسی را بحضور خواندنکِسی را بِحُضور خواندَنتأییدنشده

دستور زبانِ herbeirufen

فعل

تلفظ
[hɛɐ̯ˈbaɪ̯ˌʁuːfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • herbeigerufenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • herbeirufenمعلوم، مصدر، حال
  • herbeizurufenمعلوم، extended، مصدر
  • herbeirufendمعلوم، participle، حال
  • herbeigerufenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • herbeizurufendergerundive، participle
  • ruf herbeiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rufe herbeiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ruft herbeiمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rufe herbeiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • rufe herbeiمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herbeirufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • herbeirufeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • rufst herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rufest herbeiمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herbeirufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herbeirufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ruft herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rufe herbeiمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herbeiruftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herbeirufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • rufen herbeiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • rufen herbeiمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • herbeirufenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • herbeirufenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ruft herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rufet herbeiمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • herbeiruftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herbeirufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • rufen herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • rufen herbeiمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herbeirufenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herbeirufenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • rief herbeiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • riefe herbeiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herbeiriefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • herbeiriefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • riefst herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • riefest herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herbeiriefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herbeiriefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • rief herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • riefe herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herbeiriefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herbeiriefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • riefen herbeiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • riefen herbeiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • herbeiriefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • herbeiriefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • rieft herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • riefet herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • herbeirieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herbeiriefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • riefen herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • riefen herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herbeiriefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herbeiriefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herbeizurufendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • herbeizurufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herbeizurufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • herbeizurufendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • herbeizurufendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • herbeizurufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • herbeizurufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herbeizurufendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • herbeizurufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • herbeizurufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • herbeizurufendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • herbeizurufendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • herbeizurufendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herbeizurufendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها