رفتن به محتوااحضار کردن
تأییدنشده
herbeirufen فعل
فعل
- احضار کردن(to summon using supernatural power)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- صدا زدن(to request, summon, or beckon)تأییدنشده
- کسی را بحضور خواندنکِسی را بِحُضور خواندَنتأییدنشده
دستور زبانِ herbeirufen
فعل
- تلفظ
- [hɛɐ̯ˈbaɪ̯ˌʁuːfn̩]
همهٔ صورتها
- herbeigerufenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- herbeirufenمعلوم، مصدر، حال
- herbeizurufenمعلوم، extended، مصدر
- herbeirufendمعلوم، participle، حال
- herbeigerufenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- herbeizurufendergerundive، participle
- ruf herbeiمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- rufe herbeiمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ruft herbeiمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- rufe herbeiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- rufe herbeiمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- herbeirufeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- herbeirufeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- rufst herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- rufest herbeiمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- herbeirufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- herbeirufestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- ruft herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- rufe herbeiمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- herbeiruftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- herbeirufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- rufen herbeiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- rufen herbeiمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- herbeirufenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- herbeirufenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- ruft herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- rufet herbeiمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- herbeiruftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- herbeirufetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- rufen herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- rufen herbeiمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- herbeirufenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- herbeirufenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- rief herbeiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- riefe herbeiمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- herbeiriefمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- herbeiriefeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- riefst herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- riefest herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- herbeiriefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- herbeiriefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- rief herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- riefe herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- herbeiriefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- herbeiriefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- riefen herbeiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- riefen herbeiمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- herbeiriefenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- herbeiriefenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- rieft herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- riefet herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- herbeirieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- herbeiriefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- riefen herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- riefen herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- herbeiriefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- herbeiriefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- herbeizurufendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- herbeizurufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- herbeizurufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- herbeizurufendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- herbeizurufendegerundive، حالت نهادی، جمع
- herbeizurufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- herbeizurufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- herbeizurufendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- herbeizurufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- herbeizurufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- herbeizurufendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- herbeizurufendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- herbeizurufendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- herbeizurufendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها