رفتن به محتواسر رسیدن
تأییدنشده
herbeieilen فعل
فعل
- سر رسیدنسَر رِسیدَنتأییدنشده
دستور زبانِ herbeieilen
فعل
- تلفظ
- [hɛɐ̯ˈbaɪ̯ˌʔaɪ̯lən]
همهٔ صورتها
- herbeigeeiltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- herbeieilenمعلوم، مصدر، حال
- herbeizueilenمعلوم، extended، مصدر
- herbeieilendمعلوم، participle، حال
- herbeigeeiltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- eil herbeiمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- eile herbeiمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- eilt herbeiمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- eile herbeiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- eile herbeiمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- herbeieileمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- herbeieileمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- eilst herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- eilest herbeiمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- herbeieilstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- herbeieilestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- eilt herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- eile herbeiمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- herbeieiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- herbeieileمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- eilen herbeiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- eilen herbeiمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- herbeieilenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- herbeieilenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- eilt herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- eilet herbeiمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- herbeieiltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- herbeieiletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- eilen herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- eilen herbeiمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- herbeieilenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- herbeieilenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- eilte herbeiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- eilte herbeiمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- herbeieilteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- herbeieilteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- eiltest herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- eiltest herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- herbeieiltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- herbeieiltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- eilte herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- eilte herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- herbeieilteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- herbeieilteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- eilten herbeiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- eilten herbeiمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- herbeieiltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- herbeieiltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- eiltet herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- eiltet herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- herbeieiltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- herbeieiltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- eilten herbeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- eilten herbeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- herbeieiltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- herbeieiltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها