رفتن به محتوابیرون افتادن
تأییدنشده
herausfallen فعل
فعل
- بیرون افتادنبیرون اُفتادَنتأییدنشده
دستور زبانِ herausfallen
فعل
- تلفظ
- [hɛˈʁaʊ̯sˌfalən]
همهٔ صورتها
- herausgefallenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- herauszufallenمعلوم، extended، مصدر
- herausfallendمعلوم، participle، حال
- herausgefallenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- fall herausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- falle herausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fallt herausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- falle herausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- falle herausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- herausfalleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- herausfalleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fällst herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- fallest herausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- herausfällstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- herausfallestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fällt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- falle herausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- herausfälltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- herausfalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- fallen herausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- fallen herausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- fallt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- fallet herausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- herausfalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- herausfalletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fallen herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- fallen herausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fiel herausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- fiele herausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- herausfielمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- herausfieleمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fielst herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fielest herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- herausfielstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- herausfielestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fiel herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fiele herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- herausfielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- herausfieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- fielen herausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- fielen herausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- herausfielenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- herausfielenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fielt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fielet herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- herausfieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- herausfieletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fielen herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fielen herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- herausfielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- herausfielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها