فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیرون افتادن

تأییدنشده

herausfallen فعل

فعل

  • بیرون افتادنبیرون اُفتادَنتأییدنشده

دستور زبانِ herausfallen

فعل

تلفظ
[hɛˈʁaʊ̯sˌfalən]
همهٔ صورت‌ها
  • herausgefallenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • herauszufallenمعلوم، extended، مصدر
  • herausfallendمعلوم، participle، حال
  • herausgefallenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fall herausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • falle herausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fallt herausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • falle herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • falle herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herausfalleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • herausfalleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fällst herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fallest herausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herausfällstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herausfallestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fällt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • falle herausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herausfälltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herausfalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fallen herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fallen herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fallt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fallet herausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • herausfalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herausfalletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fallen herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fallen herausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fiel herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fiele herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herausfielمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • herausfieleمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielst herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fielest herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herausfielstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herausfielestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fiel herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fiele herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herausfielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herausfieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fielen herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fielen herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • herausfielenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • herausfielenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fielet herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • herausfieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herausfieletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielen herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fielen herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herausfielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herausfielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها