فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نازل شدن

تأییدنشده

herabkommen فعل

فعل

  • نازل شدننازِل شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ herabkommen

فعل

تلفظ
[hɛˈʁapˌkɔmən]
همهٔ صورت‌ها
  • herabgekommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • herabkommenمعلوم، مصدر، حال
  • herabzukommenمعلوم، extended، مصدر
  • herabkommendمعلوم، participle، حال
  • herabgekommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • komm herabمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komme herabمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommt herabمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komme herabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • komme herabمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herabkommeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • herabkommeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommst herabمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommest herabمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herabkommstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herabkommestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt herabمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • komme herabمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herabkommtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herabkommeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kommen herabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kommen herabمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • herabkommenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • herabkommenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt herabمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommet herabمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • herabkommtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herabkommetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommen herabمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kommen herabمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herabkommenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herabkommenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kam herabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • käme herabمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herabkamمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • herabkämeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamst herabمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kämest herabمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kämst herabمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herabkamstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herabkämestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herabkämstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kam herabمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • käme herabمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herabkamمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herabkämeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kamen herabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kämen herabمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • herabkamenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • herabkämenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamt herabمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kämet herabمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kämt herabمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • herabkamtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herabkämetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herabkämtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamen herabمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kämen herabمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herabkamenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herabkämenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها