باینجا
قید
- باینجا
سایر انواع واژه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- قبل
- پیش
دستور زبانِ her
قید
- تلفظ
- [heːɐ̯]
سایر انواع واژه
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Es ist das Herz, das gibt. Die Hände geben nur her.
این دل است که می دهد. دستان فقط آن را توزیع میکنند.
Komm her!
بیا اینجا!
Komm her und hilf mir.
بیا اینجا و به من کمک کن.
wackle nicht mit deinem Kopf hin und her
کله ات را نجنبان
vor sich her posaunen lassen
چیزی را با ساز و کرنا اعلام کردن
He du! Komm mal bitte her!
هی! لطفا بیا اینجا.
Dieses Wort leitet sich aus dem Griechischen her.
این کلمه از زبان یونانی گرفته شده است.
Es ist jetzt zehn Jahre her, seit ich hierhergekommen bin.
ده سال از زمانی که من به اینجا آمدم، گذشته است.
Wo genau aus Kanada kommst du her?
اهل کجای کانادا هستی؟
er läuft dauernd hin und her
او هی می رود این ور آن ور