فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به دار آویختن

تأییدنشده

henken فعل

فعل

  • به دار آویختن(to execute by suspension from the neck)کهنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دار زدن(to execute by suspension from the neck)کهنتأییدنشده

دستور زبانِ henken

فعل

تلفظ
[ˈhɛŋkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gehenktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • henkendمعلوم، participle، حال
  • gehenktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • henkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • henkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • henktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • henkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • henkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • henkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • henkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • henktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • henkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • henktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • henketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • henkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • henkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • henktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • henktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • henkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • henkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • henktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • henktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • henktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • henktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • henktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • henktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها