رفتن به محتوابه دار آویختن
تأییدنشده
henken فعل
فعل
- به دار آویختن(to execute by suspension from the neck)کهنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دار زدن(to execute by suspension from the neck)کهنتأییدنشده
دستور زبانِ henken
فعل
- تلفظ
- [ˈhɛŋkn̩]
همهٔ صورتها
- gehenktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- henkendمعلوم، participle، حال
- gehenktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- henkمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- henkeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- henktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- henkeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- henkeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- henkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- henkestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- henktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- henkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- henktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- henketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- henkteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- henkteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- henktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- henktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- henkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- henkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- henktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- henktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- henktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- henktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- henktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- henktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها