رفتن به محتواجلوی چیزی را گرفتن
تأییدنشده
hemmen فعل
فعل
- جلوی چیزی را گرفتن(etwas hindern)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سد شدن(etwas hindern)تأییدنشده
- جلوگیری گردنجِلوگیری گَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ hemmen
فعل
- تلفظ
- [ˈhɛmən]
همهٔ صورتها
- gehemmtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- hemmendمعلوم، participle، حال
- gehemmtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- hemmمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hemmeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hemmtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- hemmمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- hemmeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- hemmeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hemmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- hemmestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hemmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- hemmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hemmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- hemmetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- hemmteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- hemmteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hemmtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- hemmtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hemmteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- hemmteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hemmtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- hemmtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- hemmtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- hemmtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hemmtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- hemmtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها