فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جلوی چیزی را گرفتن

تأییدنشده

hemmen فعل

فعل

  • جلوی چیزی را گرفتن(etwas hindern)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سد شدن(etwas hindern)تأییدنشده
  • جلوگیری گردنجِلوگیری گَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ hemmen

فعل

تلفظ
[ˈhɛmən]
همهٔ صورت‌ها
  • gehemmtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hemmendمعلوم، participle، حال
  • gehemmtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hemmمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hemmeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hemmtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hemmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hemmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hemmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hemmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hemmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hemmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hemmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hemmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hemmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hemmteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hemmteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hemmtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hemmtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hemmteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hemmteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hemmtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hemmtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hemmtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hemmtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hemmtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hemmtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها