فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در جستجو بودن

تأییدنشده

heischen فعل

فعل

  • در جستجو بودندَر جُستِجو بودَنتأییدنشده

دستور زبانِ heischen

فعل

تلفظ
[ˈhaɪ̯ʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geheischtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • heischendمعلوم، participle، حال
  • geheischtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • heischمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heischeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heischtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • heischetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • heischeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • heischeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • heischstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heischtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heischestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • heischtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • heischetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • heischeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • heischtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • heischetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • heischetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • heischteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • heischteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • heischtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • heischtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • heischteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • heischteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • heischtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • heischtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • heischtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • heischtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • heischtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • heischtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها