فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رخیدن

تأییدنشده

hecheln فعل

فعل

  • رخیدنرَخیدَن(1. to breathe quickly or in a labored manner)تأییدنشده

دستور زبانِ hecheln

فعل

تلفظ
[ˈhɛçl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gehecheltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hechelndمعلوم، participle، حال
  • gehecheltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hechleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hechelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hecheleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hecheltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hechleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hechelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hecheleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hecheleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hechleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hechelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hechelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hechlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hecheltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hecheleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hechleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hecheltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hecheltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hechletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hechelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hechelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hecheltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hecheltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hechelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hechelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hecheltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hecheltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hecheltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hecheltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hecheltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hecheltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hechelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • hecheletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها