فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نفرت داشتن

nefrat dâštan

hassen فعل

فعل

  • نفرت داشتنnefrat dâštanنِفرَت داشتَن(to dislike intensely)
  • بیزار بودن(to dislike intensely)
  • متنفر بودنمُتَنَفِر بودَن(to detest, hate, revile)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منزجر بودنمُنزَجِر بودَنتأییدنشده
  • مبغوض داشتنمَبغوض داشتَنتأییدنشده
  • دلخور شدن(to feel resentment)تأییدنشده

دستور زبانِ hassen

فعل

تلفظ
[ˈhasn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gehasstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hassenمعلوم، مصدر، حال
  • hassendمعلوم، participle، حال
  • gehasstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hassمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hasseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hasstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hasseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hasseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hasstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hassestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hasstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hasseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hassenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • hassenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • hasstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hassetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hassenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • hassenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hassteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hassteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hasstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hasstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hassteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hassteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hasstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hasstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hasstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hasstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hasstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hasstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Katzen hassen Wasser.

گربه‌ها از آب متنفرند.

Hass ist Sache des Herzens, Verachtung des Kopfs.

نفرت یک مقولهٔ قلبی است، کوچک شمردن یک مقولهٔ عقلی است.

Hass ist ein Krebsgeschwür in der Gesellschaft.

نفرت یک غدهٔ سرطانی در جامعه است.

Ich hasse Lärm.

من از سر و صدا متنفرم.

Die Strafe hasst man, aber die Sünde liebt man.

از عذاب متنفریم اما گناه را دوست داریم.

Wer wünscht, dass man ihn fürchte, erreicht nur, dass man ihn hasst.

آنکه آرزو می‌کند که از او ترسیده شود، فقط به آنجا می‌رسد که از او متنفرشوند.

Hass kann nur durch Liebe überwunden werden.

نفرت فقط از طریق عشق التیام می‌یابد.

Ich liebe den Verrat, aber ich hasse Verräter.

من خیانت را دوست دارم، اما از خائن متنفرم.

Ich hasse Reptilien.

من از خزندگان متنفرم.

Hass ist gescheiterte Liebe.

نفرت عشق ناکام است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #901158), cojiluc (fa #6976848), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2840645), cojiluc (fa #10743839), tatoeba.org
  3. ۳: Espi (de #931354), cojiluc (fa #12119517), tatoeba.org
  4. ۴: felix63 (de #6719291), cojiluc (fa #6899975), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2682416), cojiluc (fa #12161204), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2699427), cojiluc (fa #12720969), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #9015864), cojiluc (fa #12729110), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2167776), cojiluc (fa #12729113), tatoeba.org
  9. ۹: xtofu80 (de #399535), cojiluc (fa #10322153), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1338964), cojiluc (fa #7765060), tatoeba.org
منابع و مجوزها