فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حشیش کشیدن

تأییدنشده

haschen فعل

فعل

  • حشیش کشیدن(Haschisch rauchen oder anderswie konsumieren)تأییدنشده

دستور زبانِ haschen

فعل

تلفظ
[ˈhaʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gehaschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • haschendمعلوم، participle، حال
  • gehaschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • haschمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hascheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • haschtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hascheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hascheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • haschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • haschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • haschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • haschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hascheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • haschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • haschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • haschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • haschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • haschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • haschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • haschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • haschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • haschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • haschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • haschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • haschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • haschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • haschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها