فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صمغ زدن

تأییدنشده

harzen فعل

فعل

  • صمغ زدنصَمغ زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ harzen

فعل

تلفظ
[ˈhaːɐ̯t͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geharztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • harzendمعلوم، participle، حال
  • geharztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • harzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • harzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • harztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • harzetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • harzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • harzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • harztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • harzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • harztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • harzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • harzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • harztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • harzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • harzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • harzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • harzeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • harzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • harzeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • harztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • harzetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • harztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • harzetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • harzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • harzeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • harzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • harzeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • harztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • harzetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • harztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • harzetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • harztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • harzetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • harztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • harzetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • harztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • harzetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • harztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • harzetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها