رفتن به محتواصمغ زدن
تأییدنشده
harzen فعل
فعل
- صمغ زدنصَمغ زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ harzen
فعل
- تلفظ
- [ˈhaːɐ̯t͡sn̩]
همهٔ صورتها
- geharztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- harzendمعلوم، participle، حال
- geharztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- harzمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- harzeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- harztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- harzetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- harzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- harzeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- harztمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- harzestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- harztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- harzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- harzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- harztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- harzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- harzetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- harzteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- harzeteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- harzteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- harzeteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- harztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- harzetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- harztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- harzetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- harzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- harzeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- harzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- harzeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- harztenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- harzetenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- harztenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- harzetenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- harztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- harzetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- harztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- harzetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- harztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- harzetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- harztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- harzetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها