فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

منتظر بودن

تأییدنشده

harren فعل

فعل

  • منتظر بودنمُنتَظِر بودَن(wait in expectation)تأییدنشده

دستور زبانِ harren

فعل

تلفظ
[ˈhaʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • geharrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • harrendمعلوم، participle، حال
  • geharrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • harrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • harreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • harrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • harreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • harreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • harrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • harrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • harrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • harreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • harrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • harretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • harrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • harrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • harrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • harrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • harrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • harrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • harrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • harrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • harrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • harrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • harrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • harrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها