رفتن به محتوامنظم کردن
تأییدنشده
harmonisieren فعل
فعل
- منظم کردنمُنَظَم کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جور کردنجور کَردَنتأییدنشده
- هماهنگ کردنهَماهَنگ کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ harmonisieren
فعل
- تلفظ
- [haʁmoniˈziːʁən]
همهٔ صورتها
- harmonisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- harmonisierendمعلوم، participle، حال
- harmonisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- harmonisierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- harmonisiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- harmonisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- harmonisiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- harmonisiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- harmonisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- harmonisierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- harmonisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- harmonisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- harmonisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- harmonisieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- harmonisierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- harmonisierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- harmonisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- harmonisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- harmonisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- harmonisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- harmonisiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- harmonisiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- harmonisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- harmonisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- harmonisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- harmonisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها