فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

منظم کردن

تأییدنشده

harmonisieren فعل

فعل

  • منظم کردنمُنَظَم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جور کردنجور کَردَنتأییدنشده
  • هماهنگ کردنهَماهَنگ کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ harmonisieren

فعل

تلفظ
[haʁmoniˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • harmonisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • harmonisierendمعلوم، participle، حال
  • harmonisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • harmonisierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • harmonisiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • harmonisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • harmonisiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • harmonisiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • harmonisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • harmonisierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • harmonisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • harmonisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • harmonisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • harmonisieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • harmonisierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • harmonisierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • harmonisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • harmonisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • harmonisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • harmonisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • harmonisiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • harmonisiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • harmonisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • harmonisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • harmonisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • harmonisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها